مكاشفه
مكاشفه
تقوا را پلكان بسيار و منزلگاههاي والايي است كه جز يكتا پرستان مخلص، محو شدگان در حق، فيروزمندان بر هواهاي نفساني و شايستگان درگاه الهي بدان نرسند سكوي پرش به آن مقامات و درجات، توكل، گسستن از غير، پيوستن به حق و فروتني در راه خدا و در برابر خداست به گونهاي كه نفس خود را نبيند، مقامات او را نگيرد. مكانت و موقعيت يافتن نزد مردم را به چيزي نينگارد. خاستگاه بديها را خود بداند و همه خوبيها و نيكوئيها را تفضّل حق شمارد.
آگاه باش خدا را بندگاني است كه به مقام ولايت رسيدهاند. آنان بهشتيان را در بهشت جاودان ببيند و دوزخيان را به دوزخ در شكنجه. گويا، صيحه عرش ربوبي را نظاره ميكنند، در حالي كه بساط حساب رسي برپا و خلايق براي محاسبه محشور شدهاند. وليّ خدا را مينگرد، در حالي كه طومار آسمانها در جانب راست اوست. يعني صحيفه اعمال بشر از آدم تا پايان نزد اوست و با نور الهياش اهل قيامت را سود ميرساند ... آنان سيطره مطلق واحدِ احد حق را بر همه هستي با چشم و دل يافتهاند. جز به او تمسك نجويند و جز از او، واهمه نكنند مجله حوزه، ش 36
پيامها و نكتهها:
1- غيرت معشوق، غير را برنميتابد. بايد از هر چه غير اوست دست شست، حتي توجه سالك به اين كه به فلان مقام معنوي رسيده است، خودبيني و حجاب راه است. چه رسد به مقام و منال دنيوي.
2- دست يابي به لذت ابدي در سايه ترك لذايذ زودگذر اين دنياست. اگر از آنچه نفس حيواني ميطلبد روي بگردانيم، پنجرهاي به سوي ابديت را به رويمان خواهند گشود تا از روح و ريحان بهشتي لذت ببريم.
| نظر ها |
|
